سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

681

تاريخ ايران ( فارسى )

ذبح نمود ، تا اينحد كه گندم سپاه فاتح از نهرى آسيا ميشد كه آب آن از خون قرمز بوده است . خالد پيشرفت خود را به طرف تنگهء غربى فرات ادامه داده ناگهان به امغيشبا حمله برد . پس از آن آب زيادى با خود حمل كرده حيره را محاصره نمود . اهالى با استحكاماتى كه اين شهر دارا بود حاضر به صلح شدند . اعراب هم مواد و شرائط سهلى به آنها پيشنهاد كرده بالاخره آن شهر را بدين طريق تحت اطاعت آوردند . اين قسمت لشكركشى اعراب به تصرف انبار و عين تمار واقع در شمال منتهى گرديد . ليكن فاتح عرب كه مقدر بود قرار نگيرد شنيد اياس كه از راه دما در وسط صحرا با وى تشريك‌مساعى نموده و مشغول خدمت بود در خطر افتاده ويرا بكمك طلبيده است لذا خود را فورا به اياس رسانيده بمحض ورود با قواى وى حمله به قبائل دشمن برده و آنها را با تلفات زياد شكست داد ، اعراب قلعهء دما را به تصرف آورده و تمام پادگان آنجا را از دم شمشير گذرانيدند . خالد در مراجعت به حيره با فتح و فيروزى از عين تمار به اعراب قبيلهء تغلب و ايرانيها هردو حمله برده و همهء آنها را مغلوب ساخت . بعد ساحل فرات را گرفته بالا رفت و در فيراص شهر سرحدى روم نيز فتحى كرده در آنجا براى روزهء رمضان لشكر خود را استراحت داد ، ورود او در آنجا پادگان رومى را بوحشت و اضطراب انداخت . آنها براى جلوگيرى از اين خطر عمومى و مشترك به لشكر ايرانى ملحق شدند و اين قواى متحده از كنار فرات پيش رفته حمله به خالد بردند ، ولى سردار عرب در اينجا نيز بيك فتح قطعى دست يافته و هزاران تن از دشمن را از دم شمشير گذرانيد . تاريخ اين جنگ 12 هجرى ( 634 ) و آخرين جنگ خالد در حدود ايران بوده است ، زيرا كه او كمى بعد از اين مأمور شد فرماندهى لشكر را به مثنى واگذار كرده و با نصف عدهء خود به كمك مجاهدين يرموك كه در زحمت و فشار بودند بشتابد . اين سرباز بزرك امر خليفه را اطاعت نموده هرچند از اين جهت كه تسخير شاهنشاهى ايران از دست وى خارج و به ديگران واگذار گرديده ناراضى بود ، ليكن چون وعده داده شده كه بعد از فتح سوريه دوباره به ايران مراجعت خواهد نمود ترغيب شده لشكر خود را با مثنى تقسيم